امامت واهل بیت علیهم السلام از منظر امیرالمومنین علیه السلام

تقييم المستخدم: 0 / 5

تعطيل النجومتعطيل النجومتعطيل النجومتعطيل النجومتعطيل النجوم
 
Pin It

بسم اللّه الرحمن الرحيم

امامت و اهل بيت عليهم السلام، از منظر اميرالمؤمنين علی عليه السلام
بررسی و شرحی مختصر به خطبه های اميرالمؤمنين عليه السلام
در موضوع امامت و مقام اهل بيت پيامبر صلی اللّه عليه و آله و حضرت مهدی عجل اللّه تعالی فرجه الشريف
نويسنده:
سيد محمد جواد طاهری موسوی


قسمت دوم
خطبه نود و هفتم
...انْظُرُوا أَهْلَ بَيْتِ نَبِيِّكُمْ فَالْزَمُوا سَمْتَهُمْ وَ اتَّبِعُوا أَثَرَهُمْ فَلَنْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ هُدًى وَ لَنْ يُعِيدُوكُمْ فِي رَدًى فَإِنْ لَبَدُوا فَالْبُدُوا وَ إِنْ نَهَضُوا فَانْهَضُوا وَ لَا تَسْبِقُوهُمْ فَتَضِلُّوا وَ لَا تَتَأَخَّرُوا عَنْهُمْ فَتَهْلِكُوا...
مردم به اهل بيت پيامبرتان بنگريد، از آن سو كه گام بر مى دارند برويد، قدم جاى قدمشان بگذاريد، آنها شما را هرگز از راه هدايت بيرون نمى برند، و به پستى و هلاكت باز نمى گردانند. اگر سكوت كردند سكوت كنيد، و اگر قيام كردند قيام كنيد، از آنها پيشى نگيريد كه گمراه مى شويد، و از آنان عقب نمانيد كه نابود مى گرديد.
شرح مختصر
اميرمؤمنان(ع) در اين خطبه شريفه در مقام بيان شؤون هدايتگری اهل بيت عليهم السلام هستند و به مردم توصيه می کنند که اهل بيت عليهم السلام را سرمشق زندگی خويش قرار دهند. امامان معصوم عليهم السلام، به واسطه داشتن ملکه عصمت، محال است که به گناه و معصيت آلوده شوند و از آن بالاتر حتی فکر گناه نيز نمی کنند. قرآن کريم به غير از آيه تطهير به آيه ديگری اشاره می کنند که در آن نيز به عصمت و دور بودن شيطان از ائمه اطهار عليهم السلام اشاره دارد.{قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ*إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ؛گفت پروردگارا بدانكه گمراهم كردى همانا آرايش دهم براى ايشان در زمين و هر آينه گمراهشان كنم همگى، مگر بندگان خالص تو از ميان آنان را }(1)برطبق بيان احاديث مختلف، مراد از مخلصون، اهل بيت عليهم السلام هستند كه شيطان نمی تواند ايشان را فريب دهد.(2) در مباحث قبل بيان شد، که خداوند با علم نامنتناهی خويش می دانست که اهل بیت علیهم السلام گناه نمی کنند، لذا بعد از خلق ایشان و قرار گرفتن آنان در کنار انسان ها، به ايشان توفيق مضاعف عنايت فرمود و بالاترين ملکه عصمت را به ايشان عطا فرمود، در قرآن کريم از اهل بيت معصوم، تعبير به(سابقون بالخيرات) شده است.{ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ؛سپس كتاب را به كسانى از بندگانمان كه برگزيده بوديم به ميراث داديم. بعضى بر خود ستم كردند و بعضى راه ميانه را برگزيدند و بعضى به فرمان خدا در كارهاى نيك پيشى گرفتند}(3) بنابراین، اميرالمؤمنين (ع) مردم را دعوت به پيروی از کسانی می فرمايد که به طور حتم، به دور از هر گناه و معصيتی هستند، تا جايی که از مردم می خواهد در جای قدم های ايشان پا گذارند. قرآن کريم درباره شأن هدايتگری امامان معصوم می فرمايد:{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ؛اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از خدا پروا كنيد و با راستان باشيد}.(4) احاديث متعددی از اهل بيت عليهم السلام نقل شده که ايشان همان صادقون هستند.(5) همچنين در آيه ديگر می فرمايد:{أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُدَاهُمُ اقْتَدِهِ؛اينان كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده است پس به هدايت آنان اقتدا كن}(6) قرآن کريم در اين آيه شريفه نيز از مردم می خواهد از کسانی تبعيت کنند که خداوند آنان را هدايت کرده است و مصداق بارز ايشان، ائمه اطهار عليهم السلام هستند.(7) اميرمؤمنان(ع)، در ادامه، از مردم می خواهد که نه از ائمه، جلو بزنند و نه از آنان عقب بيفتند. اهل بيت(ع) قطب دايره خلقت و منشأ هرگونه خوبی و ستون و شاخص هدايت انسان ها و همچنين محور حق و حقيقت هستند و بالطبع افراط و تفريط در آنان مايه انحراف و افتادن در دامن شيطان است. لذا به هيچ عنوان نبايد از آنان دور شد. همان طور که رسول خدا(ص) در غدير فرمود: جلو افتادگان برگردند و عقب ماندگان برسند،(8) این کلام، يعنی غدير و امام غدير محور هدايت هستند و همه بايد به سوی او روند. علی و فرزندان معصومش عليهم السلام، حق هستند و حق هم با ايشان است و اين دو هيچ گاه از هم جدا نخواهند شد.(9) امام(ع) در حکمتی از حکمت های نهج البلاغه می فرمايد: دو نفر درباره من هلاک شدند، دوستی که درباره من غلو می کند و دشمنی که با من دشمنی می ورزد.(10) اين انحرافات به اين دليل است که فکر و چشم شخص، متوجه امامش نيست و همانطور که اگر راننده ای با چشمان بسته حرکت کند از مسير منحرف می شود، اگر چشمان خود را بر امام خود ببنديم، بی شک منحرف می شويم و در دام ولايت شيطان گرفتار می شويم، همانطور که گروه های مختلف منحرف را می بينيم که يا در ورطه افراط قرار گرفتند و علی(ع) را خدا انگاشتند و از مسير حق منحرف شدند و يا خود را از تحت ولايت اميرالمؤمنين(ع) خارج کردند و در زمره شيعيان شيطان قرار گرفتند، بی شک هردو باطل و اهل نار هستند. اميرمؤمنان(ع) در ادامه از مردم می خواهد که در برابر سکوت امام معصوم، سکوت کرده و با قيام او قيام کنند. اما براستی اينگونه بود؟ بالعکس ديديم که مردم در مقابل سکوت امام(ع)، قيام و در مقابل قيام امام(ع) سکوت کردند، مثال های زيادی در زندگانی معصومين در اين باب وجود دارد، امام مجتبی(ع) از مردم خواست که برای جنگ با معاويه با او همراه شوند، ليکن مردم ايشان را رها کردند و از جنگ دوری کردند و زمانی که امام(ع)، به ظاهر مجبور به صلح شد، عده ای از شيعيان، به ايشان اهانت کردند و او را نعوذ بالله، (مذل المؤمنين) خطاب کردند.(11) از آن طرف زمانی که امام حسين(ع) تصميم به قيام بر عليه يزيد گرفت، عده ای از نزديک ترين افراد به ايشان، امام(ع) را از قيام باز می داشتند، غافل از اينکه امام(ع)، حجت خداست و دقيقاً همان عملی را انجام می دهد، که مورد رضايت الهی است. همچنين قضيه کمک عبدالله بن الحسن به بنی عباس در تشکيل حکومت و توصيه امام صادق(ع) به او و عدم اطاعت عبدالله از امام(ع).(12) اين ها همه ريشه در عدم اطلاع مردم و حتی نزديکان امامان معصوم، از مقام و منزلت ايشان دارد. و در آخر اين قسمت از بحث، حديث شريف رسول خدا(ص) را ياد آور می شويم که فرمود: مثل اهل بيت من مانند کشتی نوح است هرکه سوار آن شود نجات می يابد و هرکه سوار نشود هلاک می گردد.(13)
خطبه صدم
...أَلَا إِنَّ مَثَلَ آلِ مُحَمَّدٍ (صلى الله عليه وآله) كَمَثَلِ نُجُومِ السَّمَاءِ إِذَا خَوَى نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ فَكَأَنَّكُمْ قَدْ تَكَامَلَتْ مِنَ اللَّهِ فِيكُمُ الصَّنَائِعُ وَ أَرَاكُمْ مَا كُنْتُمْ تَأْمُلُونَ...
...آگاه باشيد، مثل آل محمّد (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) چونان ستارگان آسمان است، اگر ستاره اى غروب كند، ستاره ديگرى طلوع خواهد كرد (تا ظهور صاحب الزمان عليه السّلام). گويا مى بينم در پرتو خاندان پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) نعمت هاى خدا بر شما تمام شده و شما به آنچه آرزو داريد رسيده ايد...
شرح مختصر
اميرمؤمنان(ع)، در اين خطبه شريفه، امامان معصوم عليهم السلام را مانند ستارگان آسمان معرفی می کنند که اگر يکی از آنها خاموش شود، ستاره ای ديگر طلوع می کند. سلمان فارسی روايت می کند که روزی رسول خدا (ص) براى ما خطبه خوانده فرمود: مردم! من به زودى از نزد شما به سوى آخرت مى‏ روم، و به شما درباره عترتم به نيكى سفارش مى‏ كنم، و بترسيد از بدعت ها زيرا هر بدعتى گمراهى است و هر گمراهى و اهل آن در آتش است. اى مردم! هر كه خورشيد را از دست دهد بايد به ماه چنگ زند و هر كه ماه را از دست دهد بايد به فرقدان چنگ زند، و هنگامى كه فرقدان را از دست داديد به ستارگان درخشان چنگ زنيد. به او عرض شد: اى رسول خدا خورشيد و ماه و فرقدان و ستارگان درخشان كيانند؟ فرمود: من، خورشيد و على، ماه است، پس آنگاه كه مرا نيافتيد پس از من به او چنگ زنيد، و اما فرقدان حسن و حسين هستند، پس آن گاه كه ماه را نيافتيد به آن دو متمسّك شويد، و اما ستارگان درخشان؛ پس ايشان امامان نه‏گانه از صلب حسين (ع) هستند و نهمى‏شان مهدى آنان است.(14) کلام اميرالمؤمنين(ع) می تواند ناظر به همين حديث شريف است. امام(ع) در ادامه و در کلامی کوتاه، سرنوشت مردم در زمان ظهور را بيان می فرمايد که در نعمت ها، غرق و به آرزوهای خويش خواهند رسيد. قرار بر اين بود که با حکومت اميرمؤمنان(ع)، اين اتفاق بيفتد و مردم غرق در نعمت ها شوند، همانطور که حضرت زهرا(س) می فرمايد: به خدا قسم سوگند اگر مردم از معارضه ی امری که رسول خدا(ص) آن را به علی(ع) سپرده بود دست بر می داشتند (کنايه از اينکه آن را غصب نمی کردند)، آن حضرت آن را کاملا در دست می گرفت و به راحتی و آسانی آن را رهبری کرده به طوری که بر شترخلافت نه جراحتی در بينی(ناشی از مهار) ايجاد می شد و نه اضطراب و ناآرامی بر سوارکارش دست می داد. آنان را به سرچشمه های زلال، جوشان و وسيع می رساند، تشنگی را برطرف کرده در آب فرو رفته و شراره تشنگی و گرسنگی را خاموش می نمود.(15) اميرمؤمنان(ع) نيز در احتجاجی که با مهاجرين و انصار داشتند در قسمتی از آن می فرمايد: اگر امت بعد از رحلت رسول خدا(ص) از من تبعيت و اطاعت می کردند هر آئينه از بالای سرشان و زيرپايشان (از نعمت ها) می خوردند( بهره مند می شدند).(16) اما مردم با تبعيت از شياطين جنی و انسی و تبعيت از هوای نفس خود، امامان معصوم عليهم السلام را رها کردند و نه فقط رها، بلکه مورد آزار و اذيت قرار دادند و در آخر نيز ایشان را به بدترين شكل به شهادت رساندند و لذا خداوند متعال با علم و حکمت خويش، امام آخر را غائب گردانيد تا در زمان معلومی ظهور فرمايند و دنيا را پر از عدل و داد کنند و مردم از لذت عدالت الهی به دست باکفايت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشريف بهره مند شوند.
خطبه صد و پنجم
... إِنَّهُ لَيْسَ عَلَى الْإِمَامِ إِلَّا مَا حُمِّلَ مِنْ أَمْرِ رَبِّهِ : الْإِبْلَاغُ فِي الْمَوْعِظَةِ ، وَ الِاجْتِهَادُ فِي النَّصِيحَةِ ، وَ الْإِحْيَاءُ لِلسُّنَّةِ ، وَ إِقَامَةُ الْحُدُودِ عَلَى مُسْتَحِقِّيهَا ، وَ إِصْدَارُ السُّهْمَانِ عَلَى أَهْلِهَا ، فَبَادِرُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِ تَصْوِيحِ نَبْتِهِ ، وَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُشْغَلُوا بِأَنْفُسِكُمْ عَنْ مُسْتَثَارِ الْعِلْمِ مِنْ عِنْدِ أَهْلِهِ ، وَ انْهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تَنَاهَوْا عَنْهُ ، فَإِنَّمَا أُمِرْتُمْ بِالنَّهْيِ بَعْدَ التَّنَاهِي.
... همانا بر امام واجب نيست جز آنچه را كه خدا امر فرمايد، و آن، كوتاهى نكردن در پند و نصيحت، تلاش در خير خواهى، زنده نگهداشتن سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، جارى ساختن حدود الهى بر مجرمان و رساندن سهم هاى بيت المال به طبقات مردم است. پس در فراگيرى علم و دانش پيش از آن كه درختش بخشكد تلاش كنيد، و پيش از آن كه به خود مشغول گرديد از معدن علوم (اهل بيت عليهم السّلام) دانش استخراج كنيد. مردم را از حرام و منكرات باز داريد، و خود هم مرتكب نشويد، زيرا دستور داده شديد كه ابتدا خود محرّمات را ترك و سپس مردم را باز داريد.
شرح مختصر
اميرالمؤمنين(ع) در اين خطبه شريفه به بيان شؤون امام معصوم در جامعه اشاره می فرمايند. طبق فرمايش ايشان و احاديث ديگر از معصومين عليهم السلام، امام(ع) مجری دستورات الهی و همچنين ناظر بر حُسن اجرای آن در جامعه است. امام و رهبر جامعه در وهله اول نصيحتگر است و قبل از جاری ساختن حدود الهی، به خوبی حلال و حرام را در جامعه تبيين می کند تا مردم جامعه، با چشمان باز در جامعه رفتار کنند و به اين نحو حجت را بر مردم تمام می کند. همچنين امام و رهبر جامعه، بيت المال را به ذی حق می رساند بدون اينکه هيچگونه ظلمی به کسی شود. در هرصورت امام(ع)، معصوم است و در دادن حق به کسی هيچگونه اشتباهی نمی کند.
اين، وظيفه عمومی امام معصوم به عنوان رهبر جامعه اسلامی منصوب از طرف خداوند است. می دانيم که قضيه سقيفه، مانع حکومت امام معصوم(ع) در جامعه شد و شأن حکومتی امام(ع) نتوانست به طور کامل ظهور کند تا مردم طعم شيرين عدالت را در سايه امام معصوم(ع) بچشند. حکومت پنج ساله اميرالمؤمنين(ع) نیز با تحميل جنگ های مختلف سپری شد، هرچند چشمه ای از اقيانوس عدالت علوی در اين مدت نشان داده شد، وهمچنين حکومت شش ماه امام مجتبی(ع) نيز با کارشکنی ياران نزديک امام(ع) و در آخر با تنهايی ايشان سپری شد؛ لذا با اين اوصاف، هر کدام از ائمه اطهار عليهم السلام به حسب شرايط جامعه زمان خود، وظيفه منحصر به خويش داشتند. امام باقر(ع) در اين رابطه می فرمايد: در نزد ما صحيفه ای است از کتاب های علی(ع) که طول آن هفتاد ذراع است، پس ما (ائمه) از آن تبعيت می کنيم و از آن عدول نمی کنيم(آن را کنار نمی گذاريم).(17) طبق فرمايش امام(ع)، وظيفه هرکدام از ائمه عليهم السلام در اين صحيفه نوشته شده بود و ايشان با توجه به آن دستورات که از طرف ذات باری تعالی بود، با جامعه رفتار می کردند.
اميرالمؤمنين(ع) در ادامه، مردم را به گرفتن علم از اهل بيت عليهم السلام، توصيه می کنند. اصولاً تمام علوم در دست اهل بيت عليهم السلام است و همه علم ها از ایشان سرچشمه می گيرد. امام باقر (ع) خطاب به سلمة بن کهيل و حکم بن عتيبه فرمودند: شرق و غرب عالم را بپیمایید، علم صحيح را نمی‌يابيد مگر آنچه از ناحيه ما اهل بيت باشد.(18) همچنين امام صادق(ع) خطاب به يونس بن ظبيان می فرمايد: ‌ای يونس اگر علم صحيح می‌خواهی، نزدِ ما اهل بيت است، زيرا دين خدا و حکمت و کلام نهايی، به ما عطا شده و ما وارثان آن هستيم.(19) در روايت ديگر نيز آمده که تمام علم از ابتدا تا انتهای خلقت، نزد امامان معصوم عليهم السلام است. از اميرالمؤمنين(ع) از علم پيامبر (ص) سؤال شد. ايشان فرمود: علم پيامبر يعنی علم همه انبياء (يعنی علم همه انبياء در خدمت و نزد رسول گرامی اسلام است) و پيامبر بزرگ اسلام (ص) عالم به ماکان و مايکون است (آنچه در گذشته بوده و هرچه که اکنون در دست اقدام است و کارهايی که در آينده انجام می گيرد) تا روز قيامت. قسم به خداوندی که جانم در کف قدرت اوست که من (علی (ع) ) همه دانش های رسول معظم(ص) را می دانم و از آنچه که در گذشته در دنيا رخ داده و هرچه که اکنون در دست اقدام است و اموری که در آينده عملی خواهد شد، عالم هستم. (21) با توجه به اين احاديث و ده ها حديث ديگر در اين باب، معلوم می شود که بهتر است انسان ها، علوم را از سرچشمه آن که همانا اهل بيت عليهم السلام هستند، بگيرند.
خطبه صد و هشتم
...أَيْنَ تَذْهَبُ بِكُمُ الْمَذَاهِبُ وَ تَتِيهُ بِكُمُ الْغَيَاهِبُ وَ تَخْدَعُكُمُ الْكَوَاذِبُ وَ مِنْ أَيْنَ تُؤْتَوْنَ وَ أَنَّى تُؤْفَكُونَ فَ لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ وَ لِكُلِّ غَيْبَةٍ إِيَابٌ فَاسْتَمِعُوا مِنْ رَبَّانِيِّكُمْ وَ أَحْضِرُوهُ قُلُوبَكُمْ وَ اسْتَيْقِظُوا إِنْ هَتَفَ بِكُمْ وَ لْيَصْدُقْ رَائِدٌ أَهْلَهُ وَ لْيَجْمَعْ شَمْلَهُ وَ لْيُحْضِرْ ذِهْنَهُ فَلَقَدْ فَلَقَ لَكُمُ الْأَمْرَ فَلْقَ الْخَرَزَةِ وَ قَرَفَهُ قَرْفَ الصَّمْغَةِ ...
...با توجّه به اين همه خطرات، روش هاى گمراه كننده شما را به كجا مى كشاند تاريكى ها و ظلمت ها، تا كى شما را متحيّر مى سازد؟ دروغ پردازی ها تا چه زمانى شما را مى فريبد از كجا دشمن در شما نفوذ كرده به اينجا آورده و به كجا باز مى گرداند؟ آگاه باشيد كه هر سر آمدى را پرونده اى، و هر غيبتى را بازگشت دوباره اى است. مردم به سخن عالم خداشناس خود گوش فرا دهيد، دل هاى خود را در پيشگاه او حاضر كنيد، و با فريادهاى او بيدار شويد. رهبر جامعه بايد با مردم به راستى سخن گويد و پراكندگى مردم را به وحدت تبديل، و انديشه خود را براى پذيرفتن حق آماده گرداند. پيشواى شما چنان واقعيّت ها را براى شما شكافت چونان شكافتن مهره هاى ظريف، و حقيقت را از باطل چون شيره درختى كه از بدنه آن خارج شود، بيرون كشيد...
شرح مختصر
امام(ع) در اين خطبه شريفه مردم را عتاب می کند که چرا با وجود رهبران پاک و با تقوا و ديندار، بازهم منحرف شده اند. اصولاً شيطان برای دور کردن مردم از رهبران الهی اسباب فراوانی در دست دارد، خوردن مال حرام، ترساندن و ترسيدن از حاکم ظالم و دعوت به گناهان کبيره و توجيه گناه، از جمله سلاح های شيطان برای انحراف مردم از امام عادل و معصوم است که ما هرکدام را به صورت مختصر توضيح می دهيم.
خوردن مال حرام
خداوند در قرآن کريم مردم را از هرگونه کسب مال حرام بر حذر می دارد{الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ؛ كسانى كه ربا مى خورند، [از گور] برنمى خيزند مگر مانند برخاستنِ كسى كه شيطان بر اثر تماس ، آشفته‌سَرَش كرده است}(21)؛ { فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَبِصَدِّهِمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ كَثِيرًا*وَأَخْذِهِمُ الرِّبَا وَقَدْ نُهُوا عَنْهُ وَأَكْلِهِمْ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا؛ پس به سزاى ستمى كه از يهوديان سر زَد و به سبب آنكه [ مردم را ] بسيار از راه خدا باز داشتند، چيزهاى پاكيزه‌اى را كه بر آنان حلال شده بود حرام گردانيديم، و [ به سبب ] ربا گرفتنشان - با آنكه از آن نهى شده بودند - و به ناروا مال مردم خوردنشان، و ما براى كافران آنان عذابى دردناك آماده كرده‌ايم}(22) ؛{ وَتَرَى كَثِيرًا مِنْهُمْ يُسَارِعُونَ فِي الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَأَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ؛و بسيارى از آنان را مى بينى كه در گناه و تعدّى و حرامخوارى خود شتاب مى كنند. واقعاً چه اعمال بدى انجام مى دادند}.(23) اثر وضعی مال حرام در وهله اول اين است که انسان را از مسير خدا منحرف و گوش و چشم و قلب انسان را نسبت به حرام و انجام عمل حق، کور و نابينا و کر و به سمت شيطان رهنمون می سازد. امام صادق(ع)فرمود: ابليس(خدا لعنتش كند) می گويد: هر چه مرا درباره آدميزاد عاجز كند در گمراه كردنش با يكی از سه چيز هرگز عاجز نخواهم ماند: از راه غير مشروع مال بدست آوردن يا حق مال را پرداخت نكردن يا در غير محلش صرف كردن.(24) پر واضح است که کسی که به سوی شيطان رود، از امام معصوم(ع) دور خواهد شد. در صحرای کربلا امام حسين(ع)، خطاب به لشکر کوفه، علت اصلی جنگ و قصد کشتن ايشان را خوردن مال حرام معرفی می كنند و می فرمايد: وای بر شما آيا کلام مرا درک نمی کنيد؟ آيا می شنويد؟(25) ایشان با اين کلام می خواهند بيان کنند که شما با خوردن مال حرام، گوشتان نسبت به حرف حق، ناشنوا شده است و راه را برای شنيدن کلام حق بسته ايد.
ترساندن و ترسيدن از حاکم ظالم
يکی از روش های شيطان برای دور کردن مردم از امام حق، ترساندن آنان است. قرآن کريم می فرمايد:{إِنَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءَهُ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ؛ نيست آن جز شيطان كه مى ترساند دوستان خويش را پس نترسيد او را و مرا بترسيد اگر از مؤمنان هستيد}.(26) آمده که بعد از قضيه سقيفه بنی ساعده و غصب خلافت، خليفه اول و دوم و ابو عبيده جراح و بقيه گردانندگان سقيفه، با لباس فاخر در خيابان راه می رفتند و به زور و اجبار و ترساندن مردم، از آنان بيعت می گرفتند.(27) در قضيه امام مجتبی(ع) نيز جاسوسان معاويه در کوفه و ديگر شهرها، مردم را از خشم و خشونت معاويه نسبت به شيعيان ترساندند که باعث خيانت مردم نسبت به امام(ع) و در نتيجه اجبار ايشان به صلح با معاويه شد.(28) در قضيه حضور مسلم بن عقيل در کوفه و بی وفايی اهل کوفه به ايشان، عامل اصلی اين تنهايی، ترساندن مردم از ابن زياد بود که اين، به واسطه تبليغات او و عواملش در بين مردم كوفه بود.(29)
دعوت به گناه کبيره
البته مطالب بيان شده در قبل نيز مصداق گناه کبيره است چه اينکه انسان به هر دليل، امام معصوم را تنها گذارد و از تبعيت او سرباز زند، مرتکب بالاترين و بزرگترين گناهان شده است و ليکن در اينجا بيان می کنيم که اگر انسان به وساوس نفس اماره و فريب های شيطان تن دهد، اين گناهان، از او سلب توفيق کرده و در بسياری از موارد، بدون آنکه خود شخص متوجه باشد، در منجلابی افتاده که آن، خارج شدن از تحت ولايت الهیِ امام معصوم عليه السلام است. در اينجا ما نمونه ای از بعضی گناهان را ذکر می کنيم که باعث خروج از تحت ولايت خداوند و نماينده او يعنی امام معصوم(ع) می شود.
امام صادق (ع) فرمود: هر کس بر ضرر مؤمن حکايتی نقل کند و مقصودش اين باشد که او را چرکين کند و آبروی او را بريزد، تا از چشم مردم بيافتد، خدا او را از ولايت خود می راند و به ولايت شيطان می کشاند و شيطان نيز او را نمی پذيرد.(30)
يکی ديگر از گناهان عظيم، گناه حسد است. اصولاً گناه حسد ريشه بسياری از اتفاقات تلخ تاريخ است. قضايای سقيفه و غصب خلافت، نمونه بارز آن است تا جايی که امام باقر(ع)، در ذيل آيه شريفه{أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ}(31) فرمود: ما همان كسانی هستيم که مورد حسد واقع شديم.(32)
گناه طمع نسبت به مظاهر دنيوی از جمله گناهان ديگری است که ممکن است باعث شود انسان چشمش را بر روی حق که مصداق بارز آن، امام معصوم(ع) است، ببندد. نمونه بارز آن، وعده معاويه به جعده، همسر امام مجتبی(ع) بود که در عوض قتل امام(ع)، وعده همسری يزيد را به او داد.(33) يا وعده پول و ثروت ابن زياد به بزرگان کوفه در عوض عدم ياری امام حسين(ع).(34) لذاست که اگر انسان نتواند در برابر هوای نفس و وساوس شيطان مقاومت کند و بخواهد از هر راهی به خواسته های مادی خود برسد، بی شک عاقبتش خوش نخواهد بود و در واقع، ماديات را رهبر خود قرار داده است همانطور که اميرالمؤمنين(ع) می فرمايد: من پيشواى مؤمنان، و مال، پيشواى تبهكاران است.(35) مرحوم شريف رضی(ره) در شرح اين حکمت می فرمايد: معناى سخن امام(ع) اين است كه مؤمنان از من پيروى مى كنند و بدكاران پيرو مال مى باشند آنگونه كه زنبوران عسل از رئيس خود اطاعت دارند.
توجيه گناه خود گناهی عظيم است. خداوند در قرآن می فرمايد:{بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ*وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِيرَهُ؛ بلكه انسان خود بر نفس خويشتن بيناست، هر چند دست به عذرتراشى زند}(36) نمونه بارز توجيه گناه، در جنگ صفين رخ داد، آنجايی که بعد از شهادت عمار، به معاويه خبر دادند که رسول خدا(ص) فرمود: عمار را گروهی ستمکار می کشند. معاويه گفت: عمار را علی به جنگ آورد و او قاتل عمار است و با اينکار گناه عظيم خود را توجيه کرد.(37)
اميرالمؤمنين(ع) در ادامه کلمات نورانی خويش، به مردم گوشزد می کند که در برابر بيان حقيقت ومخفی نکردن حقايق توسط رهبر جامعه، بايد به کلام ايشان گوش فرا دهند و از فرامين او اطاعت کنند. اين نکته مهم و حياتی، بايد نقشه راه اداره کنندگان جامعه اسلامی باشد و بدانند که گفتن حقيقت و پرهيز از دروغ گفتن به مردم، راه نجات جامعه است، همانطور که امام(ع) در جايی ديگر می فرمايد: راه نجات در راستگويی است.(38) راستگويی آنقدر در شخصيت انسان نقش دارد که يکی از القاب اهل بيت و امامان معصوم علیهم السلام، چه در احاديث و چه در قرآن کريم، صادق است، آنجايی که می فرمايد:{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ ؛اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از خدا پروا كنيد و با راستان باشيد}(39) که در روايات مختلف و تفاسير، مصداق بارز و کامل صادقين را امامان معصوم علیهم السلام، معرفی کرده است.(40)
خطبه صد و نهم
نَحْنُ شَجَرَةُ النُّبُوَّةِ وَ مَحَطُّ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفُ الْمَلَائِكَةِ وَ مَعَادِنُ الْعِلْمِ وَ يَنَابِيعُ الْحُكْمِ نَاصِرُنَا وَ مُحِبُّنَا يَنْتَظِرُ الرَّحْمَةَ وَ عَدُوُّنَا وَ مُبْغِضُنَا يَنْتَظِرُ السَّطْوَةَ.
ما از درخت رسالتيم، و از جايگاه رسالت و محل آمد و شد فرشتگان برخاستيم، ما معدن هاى دانش و چشمه سارهاى حكمت الهى هستيم. ياران و دوستان ما در انتظار رحمت پروردگارند و دشمنان و كينه توزان ما در انتظار كيفر و لعنت خداوند به سر مى برند.
شرح مختصر
اميرمؤمنان(ع) در اين قسمت از خطبه شريفه خود، اهل بيت علیهم السلام را معرفی می فرمايند. ممکن است در اينجا سؤالی در ذهن شکل بگيرد که آيا اين شيوه از کلام، تعريف از خود نيست، در حالی که تعریف از خویشتن، مورد ذم واقع شده است ؟ در جواب می گوييم، اهل بيت عليهم السلام انسان های عادی نبودند و در بالاترين مقام معنوی قرار داشتند و همچنين وظيفه هدايت و رهبری جامعه را برعهده داشتند و لازم بود که مردم، ايشان را به خوبی بشناسند، با توجه به اينکه کسی قادر به شناخت کامل مقام ايشان، غير خودشان نيست، ائمه اطهار عليهم السلام، مقام و موقعيت خويش را به مردم گوشزد می کردند تا حجت بر مردم برای اطاعت از فرامين ايشان، تمام شود و لذا در مقام فخر و مباهات نبودند. رسول خدا(ص) در حديثی می فرمايد: من آقای فرزندان آدم هستم و تفاخر نمی کنم.(41) در اين حديث شريف پيامبر اکرم(ص) در مقام بيان تفاخر بر ديگران نيست _هرچند که ايشان بر همه عالم برتری دارند_ بلکه در مقام بيان موقعيت خويش برای شناساندن مقام والای خود بر مردم است تا مردم با بصيرت كامل از ايشان تبعيت كنند.
امام(ع)، اهل بيت پيامبر(ص) را درخت نبوت و جايگاه رسالت معرفی می فرمايند. قرآن کريم در اينباره می فرمايد:{اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لَا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ؛ خدا نور آسمانها و زمين است. مَثَلِ نور او چون چراغدانى است كه در آن چراغى، و آن چراغ در شيشه‌اى است. آن شيشه گويى اخترى درخشان است كه از درخت خجسته زيتونى كه نه شرقى است و نه غربى، افروخته مى شود} (42)در روايات از اين درخت زيتون، تعبير به اميرمؤمنان(ع) شده است.(43) همچنين در ذيل آيه شريفه {الَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ؛ آيا نديدى خدا چگونه مَثَل زده: سخنى پاك كه مانند درختى پاك است كه ريشه‌اش استوار و شاخه‌اش در آسمان است؟}(44) امام صادق(ع) فرمود: اصل آن رسول خدا (ص) و فرع آن اميرالمؤمنين (ع) و ميوه آن حسن و حسين عليهما السّلام و شاخه‌هاى آن ائمّه نه‌گانه از فرزندان حسين عليهم السّلام و برگ هاى آن شيعيانند.(45) بالطبع منزلی که جايگاه نبوت است، محل رفت و آمد فرشتگان الهی است.
شبهه و جواب
در اينجا سؤالی پيش می آيد: در روايات آمده که فرشتگان با امام معصوم(ع) در ارتباط هستند، مگر با رحلت رسول خدا(ص) وحی توسط فرشتگان قطع نشد؟ در جواب می گوييم که در سوره قدر می فرمايد:{تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ؛ در آن [شب] فرشتگان، با روح، به فرمان پروردگارشان، براى هر كارى [كه مقرّر شده است] فرود آيند}(46) در ذيل اين آيه شريفه، احاديث متعددی آمده که، آن کسی که روح و ملائکه بر او نازل می شوند، بعد رسول خدا(ص)، امامان معصوم عليهم السلام هستند.(47) همچنين طبق روايات، مصحف فاطمه(س)، عبارت است از مطالبی که جبرئيل بعد از رحلت رسول خدا(ص) به حضرت فاطمه زهرا(س) بيان می داشتند و اميرمؤمنان(ع)، آن را املاء می کردند.(48) اما در جواب سؤال می گوييم: بله وحی تشريعی بعد از رحلت رسول اکرم(ص) قطع گردید، چه اينکه دين اسلام آخرين دين الهی است و با رسول خدا(ص) سلسه نبوت ختم گرديد، اما ارتباط ملائکه و در رأس آنان جبرئيل با امامان معصوم(ع) قطع نگرديد. همچنين در روايات، مراد از (روح) در آيه شريفه سوره قدر، عبارت است از مخلوقی بالاتر از ملائکه و حتی جبرئيل، که همراه امامان معصوم عليهم السلام بوده و هست.(49)
امام(ع) در ادامه خطبه خويش، اهل بيت عليهم السلام را معدن هاى دانش و چشمه سارهای حكمت الهى معرفی می کنند. قرآن کريم در اينباره می فرمايد:{فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ؛ اگر خود نمى دانيد، از اهل كتاب بپرسيد}(50) در ذيل اين آيه شريفه، امامان معصوم عليهم السلام، خود را، اهل ذکر معرفی کرده اند.(51) اهل بيت عليهم السلام در روايات گوناگون، خود را صاحب تمام علوم، معرفی کرده اند. اميرالمؤمنين(ع) می فرمايد: ما خاندانى هستيم كه علم منايا و بلايا و نسب ها را به ما آموخته‌اند....(52) در حديثی ديگر، امام(ع) خود را صاحب علم اول و آخر معرفی می فرمايند.(53) و البته ده ها حديث ديگر در اين باب.
اميرمؤمنان(ع) در ادامه، به دوستان اهل بيت عليهم السلام، بشارت رحمت الهی و به دشمنان وعده عذاب می دهند. و اين نتيجه تولی و تبری است. تولی و تبری از فروع دين ماست و بر همه مسلمانان واجب است که نسبت به اهل بيت عليهم السلام، دوستی و مودّت و با دشمنان ايشان، دشمنی کنند و اين دستور قرآن کريم است، آنجايی که می فرمايد: {قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى؛ بگو: به ازاى آن [ رسالت ] پاداشى از شما خواستار نيستم، مگر دوستى درباره خويشاوندان}.(54) همچنين خداوند، هرکه با او و پيامبرش دشمن و او را اذيت کند، لعنت کرده است:{إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآَخِرَةِ وَأَعَدَّ لَهُمْ عَذَابًا مُهِينًا؛ بى گمان، كسانى كه خدا و پيامبر او را آزار مى رسانند، خدا آنان را در دنيا و آخرت لعنت كرده و برايشان عذابى خفّت آورآماده ساخته است}(55)بدون شک کسانی که حضرت فاطمه زهرا(س) را اذيت کردند و به شهادت رساندند، مصداق بارز اين آيه شريفه هستند. همانطور که رسول خدا(ص) فرمود: فاطمه از وجود من است، هرکه او را بيازارد مرا آزرده و هرکه با او دشمنی کند با من دشمنی کرده است.(56)
ادامه دارد...
منابع و مآخذ؛
1_ سوره حجر: آيات39_40.
2_ تأويل الآيات: ج1، ص248.
3_ سوره فاطر: آيه32.
4_ سوره توبه: آيه119.
5_ عن أحمد بن محمد قال سئلت الرضا عليه السلام عن قول الله تعالى يا أيها الذين آمنوا اتقوا الله وكونوا مع الصادقين قال الصادقون الأئمة الصديقون بطاعتهم. و عن بريد بن معاوية العجلي قال : سألت أبا جعفر عليه السلام عن قول الله عز وجل :{اتقوا الله وكونوا مع الصادقين}قال إيانا عنى. بصائرالدرجات: ص51.
6_ سوره انعام : آيه90.
7_ عن العباس بن هلال عن الرضا عليه السلام ان رجلا أتى عبد الله بن الحسن وهو [ امام ] بالسبالة فسأله عن الحج ، فقال له : هذاك جعفر بن محمد قد نصب نفسه لهذا فاسئله فأقبل الرجل إلى جعفر عليه السلام ...فقال جعفر عليه السلام : نعم أنا من الذين قال الله في كتابه{أولئك الذين هدى الله فبهديهم اقتده}سل عما شئت. تفسيرعياشی: ج1، ص368.
8_ ... فلما بلغ غدير خم وقف الناس ثم رد من مضى و لحقه من تخلف... السنن الکبری(نسائی): ج5، ص135.
9_ اشاره به حدیث شریف عليّ مع الحق والحق مع عليّ وعلى لسانه و الحق يدور حيثما دار عليّ. مناقب ابن مردویه: ص115 و ربیع الأبرار( زمخشری): ج2، ص173.
10_ هَلَكَ فِيَّ رَجُلَانِ مُحِبٌّ غَالٍ ومُبْغِضٌ قَالٍ. نهج البلاغه: حکمت117.
11_ رجال کشی: ج1، 327.
12_ ارشاد (مفيد): ج2، ص192.
13_ مثل أهل بيتي مثل سفينة نوح من ركبها نجا ومن تخلف عنها غرق. المستدرک حاکم: ج2، ص343؛ المعجم الکبير طبرانی: ج3، ص46و تفسير سمعانی: ج3، ص472و ده ها مصدر ديگر از فريقين.
14_ کفاية الأثر: ص41.
15_ بلاغات النساء(ابن طيفور): ص29.
16_ لو أن الأمة منذ قبض رسول الله صلى الله عليه وآله اتبعوني وأطاعوني لأكلوا من فوقهم ومن تحت أرجلهم. الإحتجاج(طبرسی): ج1، ص223.
17_ قال أبو جعفر عليه السلام ان عندنا صحيفة من كتب على طولها سبعون ذراعا فنحن نتبع ما فيها لا نعدوها. بصائرالدرجات: ص163.
18_ شرقا وغربا فلا تجدان علما صحيحا إلا شيئا خرج من عندنا أهل البيت. کافی: ج1، ص399.
19_ يا يونس اذا اردت العلم الصحيح فعندنا اهل البيت، فانا ورثنا واوتينا شرع الحکمة وفصل الخطاب. کفاية الأثر(خزاز قمی): ص248.
20_ سئل علي عليه السلام عن علم النبي صلى الله عليه وآله فقال علم النبي علم جميع النبيين وعلم ما كان وعلم ما هو كائن إلى قيام الساعة ثم قال والذي نفسي بيده انى لاعلم علم النبي صلى الله عليه وآله وعلم ما كان وما هو كائن فيما بيني وبين قيام الساعة. بصائر الدرجات: ص147.
21_ سوره بقره: آيه275.
22_ سوره نساء: آيات160و161.
23_ سوره مائده: آيه62.
24_ الخصال(صدوق) : ص133.
25_ فقد ملئت بطونكم من الحرام ، وطبع على قلوبكم ، ويلكم ألا تنصتون ؟ ألا تسمعون ؟. مقتل الحسين(خوارزمی): ج2، ص8 و تيسيرالمطالب: ص95.
26_ سوره آل عمران: آيه175.
27_ شرح نهج البلاغه(ابن ابی الحديد): ج1، ص219.
28_ الغارات: ج2، ص634و تنزيه الأنبياء والائمة: ص222.
29_ تاريخ طبری: ج4، ص267.
30_ کافی: ج2، ص358.
31_ سوره نساء: آيه54.
32_ بصائرالدرجات: ص55.
33_ أرسل معاوية إلى جعدة بنت الأشعث بن قيس: أني مزوجك ( يزيد ابني )، على أن تسمي الحسن،وبعث إليها مائة ألف درهم، ففعلت و سمت الحسن عليه السلام. ارشاد(مفيد): ج2، ص16.
34_ تاريخ طبری: ج4، ص268.
35_ أَنَا يَعْسُوبُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمَالُ يَعْسُوبُ الْفُجَّارِ. نهج البلاغه: حکمت316.
36_ سوره قيامت: آيات14و15.
37_ معانی الأخبار(صدوق): ص35.
38_ النجاة مع الصدق. عيون الحکم و المواعظ: ص42.
39_ سوره توبه: آيه119.
40_ بصائرالدرجات: ص51.
41_ أنا سيد ولد آدم ولا فخر. امالی(صدوق): ص254.
42_ سوره نور: آيه35.
43_ معانی الأخبار(صدوق): ص15.
44_ سوره ابراهيم: آيه24.
45_ کمال الدين: ص345.
46_ سوره قدر: آيه4.
47_ کافی: ج1، ص249.
48_ بصائر الدرجات: ص172.
49_ سماعة بن مهران قال سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول إن الروح خلق أعظم من جبرئيل وميكائيل كان مع رسول الله صلى الله عليه وآله يسدده و يرشده وهو مع الأئمة و الأوصياء من بعده. همان: ص476.
50_ سوره نحل: آيه43.
51_ عن أبي جعفر عليه السلام في قول الله تعالى فاسئلوا أهل الذكر ان كنتم لا تعلمون قال نحن أهل الذكر ونحن المسؤولون. بصائرالدرجات: ص60.
52_ انا أهل بيت علمنا علم المنايا والبلايا والأنساب... همان: ص128.
53_ سئل علي عليه السلام عن علم النبي صلى الله عليه وآله فقال علم النبي علم جميع النبيين وعلم ما كان وعلم ما هو كائن إلى قيام الساعة ثم قال والذي نفسي بيده انى لاعلم علم النبي صلى الله عليه وآله وعلم ما كان وما هو كائن فيما بيني وبين قيام الساعة. همان: ص147.
54_ سوره شوری: آيه23.
55_ سوره احزاب: آيه57.
56_ فاطمة بضعة منى يؤذيني ما آذاها وينصبني ما أنصبها. مسند احمد: ج4، ص5؛و به عبارات ديگر: صحيح بخاری: ج4،ص210؛ سنن الترمذی: ج5،ص360؛ فضائل الصحابه(نسائی): ص78و ده ها مصدر ديگر از فريقين.


نویسنده مقاله

سید محمد جواد طاهری موسوی

أضف تعليق

كود امني
تحديث